حقیقت خلیفة الله بودن حضرت آدم( ع) از دیدگاه علامه جوادی آملی و سید قطب

 

قرآن کریم در آیات ۳۱ تا ۳۳ سوره بقره ظرفیت وجودی انسان را برای کسب مقام خلافت بیان می کند. اگر خلافت در این آیه به معنای نیابت و جانشینی از اسلاف اعم از جانشینی جنّیان، نسناس و دیگر انسانهای ماقبل حضرت آدم (علیه السلام) باشد، فضیلت قابل توجهی برای آن حضرت و ذریه ی او به دنبال نخواهد داشت. تا پیش از این عموم مفسران تنها حضرت آدم (علیه السلام) را مصداق مشخص خلیفه الله بودن در آیه مذبور می دانستند؛ لکن مفسرانی مانند آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه، معنای تعلیم اسماء به آدم (علیه السلام) را مظهریت اسماء و صفات و جامع حقایق عالم بودن انسان می داند و سیدقطب در تفسیر فی ظلال القرآن بیان می کند که نوع انسان و آدمی خلیفه در زمین است. در مطلق بودن خلافت، تطبیق شدن خلافت بر امامت، نحوه نصب، ملاک های خلافت و وظایف خلیفه بودن اختلاف نظراتی موجود است. مفسران شیعه باور به امکان خلافت پروردگار در انسان دارند که نوع انسان هم استعداد خلافت تکوینی تشریعی را دارد و این خلافت با دیدگاه اهل سنت که قائل به همسانی هستند تفاوت دارد.

 

جهت مطالعه و دریافت فایل PDF مقاله بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

 

 


 

منبع: فصلنامه تخصصی فقه و معارف اسلامی حوزه مدرسه علمیه عالی تخصصی حضرت عبدالعظیم(ع)- خوهران" سلمی"، شماره چهاردهم، بهار۱۴۰۰، ص ۳۴-۷

دسته بندی: