روز تکریم مادران و همسران شهداء
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: خداوند مي فرمايد من جانشين (شهيد) در خانواده او هستم، هر کس رضايت آنها را جلب کند، رضايت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (مستدرك الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۰)

قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:

و يقول الله عزّوجلّ انا خليفته في اهله و من ارضاهم فقد ارضاني و من اسخطهم فقد اسخطني.

خداوند مي فرمايد من جانشين (شهيد) در خانواده او هستم، هر کس رضايت آنها را جلب کند، رضايت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

(مستدرك الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۰)


مادر میان همهمه آرام و بی صدا

می دید جسم زخمی فرزند خویش را

دریای صبر و عفت او بی کرانه است

تندیس ناب ام وهب در زمانه است

در چهره اش نه رد غمی، در دلش نه آه

چون فاتحان به سمت افق داشت گه نگاه

او قلب دشمنان علی را کباب کرد

با عجز و شرم رهبر خود را خطاب کرد

در پیشگاه قدسی ات این تحفه ی وجیز

افتد قبول لطف تو! یا ایها العزیز؟

 

و جواب همه ی جوانان پاک و عاشق خطاب به مادر شهید:

مادر ! فدای لحن ولایت مدار تو

پروردن شهید بود یکه کار تو

ما شیعیان فدائی بی چون زینبیم

آئین خویش را همه مدیون زینبیم

دلداده ی علی و علی دوستان شدیم

بس فخرمان که نوکر این آستان شدیم

قادر نوجوان


 

جایگاه رفیع خانواده شهدا در کلام امام خمینی ره

امام خميني(ره) درباره جايگاه و منزلت خانواده شهيد مي­فرمايد: «سلام و درود بر شما پدران و مادران، همسران، فرزندان و بازماندگان شهدا که از بهترین عزیزان خود، در راه بهترین هدف که اسلام عزیز است، بزرگوارانه گذشته­ اید و در امر دفاع از دین خدا، آنچنان صبر و مقاومت نشان داده ­اید که رشادت و استقامت یاران سید شهیدان حضرت امام حسین(ع) را در خاطره جهانیان تجدید می­ کردید».

(صحیفه امام، جلد ۱۷، ص ۹۵، ۲۵/۸/۱۳۶۱.)

 

جایگاه رفیع خانواده شهدا در کلام امام خامنه ای

« از اول انقلاب، زنان یکی از برجسته‌ترین نقش­ ها را در این انقلاب ایفا کردند. هم در خود حادثه بزرگ انقلاب، هم در حادثه بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان، اگر سنگین‌تر و دردناک‌تر و تحمل‌طلب‌تر نبود، یقیناً کمتر نبود. مادری که جوان خودش را، عزیز خودش را، دسته‌گل خودش را هجده سال، بیست سال، کمتر، بیشتر پرورش داده، با آن محبت مادرانه او را به ثمر رسانده، حالا او را به‌طرف میدان جنگ می‌فرستد که معلوم نیست حتّی جسد او هم برخواهد گشت یا نه. این کجا، رفتن خود این جوان کجا؟ کار این مادر، از کار آن جوان اگر بزرگ‌تر نباشد، کوچک‌تر نیست. بعد هم که جسد او را برمی‌گردانند، افتخار می‌کند که بچه من شهید شده. این، حرکت زنانه، حرکت زینب‌گون در انقلاب ما بود.»

( بيانات در ديدار جمعي از پرستاران ۰۱/۰۲/۱۳۸۹.)

«همسران صبور شهدا، زن ­های جوان، شوهران جوانِ خودشان را در آغاز زندگی شیرین خانوادگىِ مورد آرزو از دست بدهند. اولاً راضی بشوند این شوهر جوان بلند شود برود جائی که ممکن است برنگردد؛ بعد هم شهادت او را تحمل کنند؛ بعد هم افتخار کنند، سرشان را بالا بگیرند. اینها آن نقش­ های بی­ بدیل است. بعد آنچه که تا امروز ادامه دارد، همسری با جانبازان است. خانم­ هائی رفتند همسر جانبازان شدند. یک مرد ناقصِ معیوبِ احیاناً بداخلاقِ به خاطر وضع جسمی یا اختلالات ناشی از موج‌گرفتگی و غیره را انسان به عنوان یک متعهد و یک مسئول، داوطلبانه و بدون هیچ اجباری برود پذیرائی­اش را به عهده بگیرد، خیلی فداکاری کرده است. یک وقت شما می­ گوئید من می­آیم روزی دو ساعت از شما پذیرائی می­کنم. خب، هر روزی که شما می­روید، او از شما تشکر می ­کند. یک وقت هست که نخیر، شما خودتان را به عنوان همسر او توی خانه‌ی او می­ گذارید؛ شدید بدهکار! یعنی طبیعت کار این است که باید شما این کار را بکنید. اینها این فداکاری را کردند. اصلاً نمی­شود نقش زنان را محاسبه کرد».

( بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع زن و خانواده ۱۴/۱۰/۱۳۹۰.)

دسته بندی: