امام جواد ع

 

• شعر ولادت

ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خدایی

باب حاجات و یم جود، جواد ابن رضایی

 

غیر تـو کس گـره از کار خـلایق نگشاید

که تو از عقده گشایان جهان، عقده‌گشایی

 

ز چه کس جود بخواهم؟ تو کریمی تو جوادی

بـه کجـا درد بیـارم؟ تـو طبیبـی تو دوایی

ادامه مطلب ...


 

• زندگی نامه امام محمدتقی علیه السلام

 

محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقیّ (۱۹۵-۲۲۰ق)، امام نهم شیعیان اثناعشری. کُنیه ایشان، ابوجعفر و ابوعلی است.[۱] در منابع روایی، از وی با عنوان ابوجعفر ثانی یاد می‌شود.[۲] تا با ابوجعفر اول (امام باقر) اشتباه نشود.[۳].

لقب وی جواد و ابن الرضا[۴] است. القاب تقی، زکی، قانع، رضی، مختار، متوکل[۵] ،مرتضی و منتجب،[۶] را نیز برای او برشمرده‌اند.

امام جواد(ع) در سال ۱۹۵ق در مدینه به دنیا آمد. اما درباره روز و ماه ولادت او اختلاف است. بیشتر منابع تولد او را در ماه رمضان دانسته‌اند.[ ۷] برخی روز آن را ۱۵ رمضان[۸] و برخی دیگر ۱۹ رمضان[۹] گفته‌اند.[۱۰]شیخ طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، تاریخ ولادت او را ۱۰ رجب ذکر کرده است.[۱۱]

پدرش امام رضا(ع)، امام هشتم شیعیان است.[۱۲] مادر او کنیز بود و سَبیکَه نوبیّه نام داشت.[۱۳]

حضرت، ۱۷ سال امامت کرد و در سال ۲۲۰ق در ۲۵ سالگی به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوان‌ترین امام در هنگام شهادت بوده است.

کودکی امام جواد در هنگام شهادت پدرش، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا (ع)، در امامت او تردید کنند؛ برخی، عبدالله بن موسی، را امام خواندند و برخی دیگر به واقفیه پیوستند، اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(ع) را پذیرفتند.

ارتباط امام جواد با شیعیان بیشتر از طریق وکلاء و نامه‌نگاری انجام می‌گرفت.

در دوره امامت جوادالائمه، فرقه‌های اهل حدیث، زیدیه، واقفیه و غلات فعالیت داشتند. امام جواد شیعیان را از عقاید آنان آگاه می‌کرد و از نماز خواندن پشت سر آنها نهی و غالیان را لعن می‌نمود.

مناظرات علمی امام جواد(ع) با عالمان فرقه‌های اسلامی در مسائل کلامی همچون جایگاه شیخین(خلیفه اول و دوم) و مسئله‌های فقهی مانند حکم قطع کردن دست دزد و احکام حج، از مناظرات معروف امامان معصوم است.

 

ازدواج

مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق[۱۴] یا ۲۱۵ق[۱۵] دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که امام جواد با پدر در طوس داشت،[۱۶] مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد.[نیازمند منبع] ابن کثیر بر این باور است که خطبه عقد امام جواد با دختر مأمون در زمان حیات امام رضا(ع) خوانده شد، اما ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق. در تکریت بوده است.[۱۷]

ازدواج امام جواد با ام الفضل، به درخواست مأمون صورت گرفت.[۱۸] مأمون هدف خود را این می‌دانست که پدر بزرگ کودکی از نسل پیامبر(ص) و امام علی(ع)باشد.[۱۹] [[شیخ مفید در کتاب الارشاد آورده است، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی و شوق و شعفی که نسبت به او داشت، ام الفضل دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد؛[۲۰]،[۲۱] اما برخی از پژوهشگران بر این باورند که این ازدواج با انگیزه و اهداف سیاسی انجام شده است از جمله اینکه مأمون می‌خواست از این راه، امام جواد و ارتباط او با شیعیان را کنترل کند.[۲۲] یا خود را علاقمند به علویان نشان دهد و آنان را از قیام علیه خود باز دارد.[۲۳] این ازدواج اعتراض برخی اطرافیان مأمون را در پی داشت زیرا بیم آن داشتند که خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود.[۲۴] امام جواد(ع) مهریه ام الفضل را معادل مهریه حضرت زهرا(س)(۵۰۰ درهم) تعیین کرد.[۲۵]

همسر دیگر امام جواد، سمانه مغربیه است.[۲۶] سمانه، کنیز بود و به دستور امام جواد خریداری شد.[۲۷] امام جواد، از ام فضل صاحب فرزندی نشد.[۲۸] و همه فرزندان او از سمانه بودند.[۲۹]

 

فرزندان

بنابر نقل شیخ مفید، امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت.[۳۰] برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.[۳۱] در برخی از منابع متأخر از ام محمد و زینب نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است.[۳۲]

 

اصحاب

شیخ طوسی از حدود ۱۱۵ تن به عنوان اصحاب امام جواد نام برده است.[۳۳]قرشی در کتاب حیاة الامام محمد الجواد(ع) ۱۳۲نفر [۳۴]و عبدالحسین شبستری در کتاب «سُبُلُ الرَّشاد إلی اَصحاب الاِمام الجَواد»، ۱۹۳ نفر[۳۵] را به عنوان اصحاب امام نهم، معرفی کرده‌اند. برخی نیز تعداد آنان را به ۲۵۷ تن رسانده‌‌اند.[نیازمند منبع] عطاردی در مسند الامام الجواد تعداد راویان از امام جواد را ۱۲۱ تن دانسته است.[۳۶] برخی از اصحاب امام جواد با امام رضا (ع)[۳۷] و امام هادی (ع) نیز مصاحبت داشته و از آن دو روایت کرده‌اند.[۳۸] در میان راویان از امام جواد، پیروانی از فرقه‌های دیگر از جمله اهل‌سنت نیز وجود داشته است.[۳۹] تعداد راویان غیر امامی از جوادالائمه را ۱۰ تن گفته‌اند.[۴۰]

برخی از اصحاب امام جواد (علیه السلام):

حضرت عبدالعظیم حسنی ع: اين بزرگمرد علوى حسنى، در رى سكنا گزيد و به ترويج و اشاعه احاديث اهل بيت عليهم السّلام همت گماشت. در اثر فعاليتهاى او بود كه شيعيان رى رو به افزايش گذاشتند و تشيّع در اين ديار رو به گسترش نهاد.

ابوهاشم جعفری( داود بن قاسم):يكى ديگر از اصحاب امام جواد عليه السّلام است. او احاديث زيادى از امام جواد عليه السّلام نقل كرده و يكى از برجسته‌ترين ياران آن حضرت مى‌باشد. ابو هاشم از خاندان جعفر بن ابى طالب بود و در كتب رجال از وى به نيكى ياد شده است.

علی بن مهزیار :او از امام رضا و امام جواد عليهما السّلام هر دو روايت نقل كرده و از نزديكان امام جواد عليه السّلام بوده و آن حضرت در بزرگداشت وى عنايت ويژه‌اى داشته‌اند. روايات او از امام جواد عليه السّلام نسبتا زياد است.

احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى : وى از خواص شيعيان امام رضا و امام جواد عليهما السّلام بود كه همه علماى رجال از او ستايش كرده‌اند. او در سال ٢٢١ بدرود حيات گفت. ابن نديم از وى و كتابش كه مشتمل بر روايات او از امام رضا عليه السّلام مى‌باشد ياد كرده و دو كتاب «الجامع» و «المسائل» را از آثار وى دانسته است.

زکریا بن آدم:هل قم و از ياران بسيار نزديك حضرت امام رضا و امام جواد عليهماالسلام بود.در آخر عمر امام جواد عليه السلام به خدمت آن حضرت رسيدم از ايشان شنيدم كه مى فرمود: خداوند به صفوان بن يحيى و محمد بن سنان و زكريا بن آدم از طرف من جزاى خير عنايت فرمايد آنان ياران با وفاى من هستند.

فضل بن شاذان :آنجناب اهل نيشابور از فقهاء و متكلمين نامدار شيعه ، شخصيتى مورد اعتماد و برخوردار از جلالت قدر و داراى تاءليفات عديده كه بعضى آثار وى راتعداد ۱۸۰ جلد كتاب نوشته اند وى مفتخر به درك محضر چهار امام (حضرات معصومين امام رضا و جواد و على نقى و حسن العسكرى عليهم السلام ) بوده است.

پی نوشت ها


 

 

• دلیل پربرکت خواندن مولود امام جواد علیه السلام

 

در خانواده امام رضا-علیه السلام-و در محافل شیعه، از حضرت جواد-علیه السلام-به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می شد. چنانکه «ابو یحیای صنعانی می گوید: روزی در محضر امام رضا-علیه السلام-بودم، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است» (شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۱۹-کلینی، اصول کافی،ج ۱، ص ۳۲۱)

گویا امام، به مناسبتهای مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد می کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا-علیه السلام-معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط » و «عباد بن اسماعیل » می گویند: در محضر امام رضا-علیه السلام-بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است » (مجلسی، بحار الانوار ، ج ۵۰، ص ۲)

«ابو یحیای صنعانی » می گوید: در مکه به حضور امام رضا-علیه السلام-شرفیاب شدم، دیدم حضرت موز را پوست می کند و به فرزندش ابو جعفر می دهد. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ فرمود: «آری، این مولودی است که در اسلام مانند او، و برای شیعیان ما، بابرکت تر از او زاده نشده است » (کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۳۶۱)

شاید در بدو نظر تصور شود که مقصود از این حدیث این است که امام جواد از همه امامان قبلی برای شیعیان، با برکت تر بوده است، در حالی که چنین مطلبی قابل قبول نیست، بلکه بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان می دهد که ظاهرا مقصود از این حدیث این است که تولد حضرت جواد در شرائطی صورت گرفت که خیر و برکت خاصی برای شیعیان به ارمغان آورد؛

 بدین معنا که عصر امام رضا-علیه السلام-عصر ویژه ای بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو بوده که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است، زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم-علیه السلام-گروهی که به «واقفیه » معروف شدند، بر اساس انگیزه های مادی، امامت حضرت رضا-علیه السلام-را انکار کردند و از سوی دیگر امام رضا-علیه السلام-تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر حاکی بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر آنان از نسل امام حسین خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا-علیه السلام-، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا-علیه السلام-را انکار می کردند.

گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطی » به امام هشتم در این مورد، و پاسخ آن حضرت است. «ابن قیاما» که از سران «واقفیه » بوده است (۱) ، طی نامه ای به امام رضا-علیه السلام-او را متهم به عقیمی کرد و نوشت: چگونه ممکن است امام باشی در صورتی که فرزندی نداری؟ !

امام در پاسخ نوشت: از کجا می دانی که من دارای فرزندی نخواهم بود، سوگند به خدا، بیش از چند روز نمی گذرد که خداوند پسری به من عطا می کند که حق را از باطل جدا می کند (۲).

این شگرد تبلیغی از طرف «حسین بن قیاما» (و دیگر پیروان واقفیه) منحصر به این مورد نبوده است، بلکه این معنا به مناسبتهای مختلف و در موارد گوناگون تکرار می شده و امام رضا-علیه السلام-همواره سخنان و دلائل آنان را رد می کرده است (۳) ، تا آنکه تولد حضرت جواد به این سمپاشیها خاتمه داد و موضع امام و شیعیان که از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهه تشیع بالا رفت (۴).

وسوسه های واقفیه و دشمنان خاندان امامت در این مورد، به حدی بود که حتی پس از ولادت حضرت جواد که واقفیه را خلع سلاح کرد، گروهی از خویشان امام رضا-علیه السلام-طبعا بر اساس حسد ورزیها و تنگ نظریها-گستاخی را به جایی رساندند که ادعا کردند که حضرت جواد، فرزند علی بن موسی نیست! !

آنان در این تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، برای مطرح کردن اندیشه های پنهانی خویش، جز شبهه عوامفریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره! چیزی نیافتند و گندمگونی صورت حضرت جواد را بهانه قرار داده گفتند: در میان ما، امامی که گندمگون باشد وجود نداشته است! امام هشتم فرمود: او فرزند من است. آنان گفتند: پیامبر اسلام (ص) با قیافه شناسی داوری کرده است (۵) ، باید بین ما و تو قیافه شناسان داوری کنند. حضرت (ناگزیر) فرمود: شما در پی آنان بفرستید ولی من این کار را نمی کنم، اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان کرده اید...

یک روز بر اساس قرار قبلی، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا-علیه السلام-در باغی نشستند و آن حضرت، در حالی که جامه ای گشاده و پشمین بر تن و کلاهی بر سر و بیلی بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد;گویی که باغبان است و ارتباطی با حاضران ندارد.

آنگاه حضرت جواد-علیه السلام-را حاضر کردند و از قیافه شناسان درخواست نمودند که پدر وی را از میان آن جمع شناسایی کنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر این کودک در این جمع حضور ندارد;اما این شخص، عموی پدرش، و این، عموی خود او، و این هم عمه اوست، اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باشد که در میان باغ بیل بر دوش گذارده است، زیرا ساق پاهای این دو، به یک گونه است! در این هنگام امام رضا-علیه السلام-به آنان پیوست. قیافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است!

در این هنگام علی بن جعفر، عموی حضرت رضا، از جا برخاست و بوسه بر لبهای حضرت جواد زد و عرض کرد: گواهی می دهم که تو در پیشگاه خدا امام من هستی (۶). بدین ترتیب یکبار دیگر توطئه و دسیسه مخالفان امامت برای خاموش ساختن نور خدا، با شکست روبرو شد و خداوند آنان را رسوا ساخت.

پی نوشتها


 

• استدلال قرآنی امام جواد علیه السلام به سوال درمورد سن کم ایشان برای امامت

 

۱- «علی بن اسباط» یکی از یاران امام رضا و امام جواد(علیهم السلام) نقل می‌کند که روزی خدمت امام جواد(علیه‌السلام) رسیدم و به سیمای امام خیره شدم تا چهره ایشان را به خاطر بسپارم و پس از بازگشت به مصر برای ارادت‌مندان حضرت توصیف کنم. درست در همین لحظه امام جواد(علیه‌السلام) که گویا تمام افکار من را خوانده  بود در برابر من نشست و به من توجه کرد و فرمود: «ای علی بن اسباط، کاری که خداوند در مسئله امامت انجام داده است، مانند کاری است که در مورد نبوت انجام داده است. خداوند درباره حضرت یحیی(علیه‌السلام) فرمود: «یا یَحْیی خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا [مریم/۱۲] ای یحیی کتاب (خدا) را با قوّت بگیر و ما فرمان نبوت(و عقل کافی) در کودکی به او دادیم» و درباره حضرت یوسف(علیه‌السلام) فرمود: «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْم [یوسف/۲۲] و هنگامی که به بلوغ و قوّت رسید، ما حکم (نبوت) و علم به او دادیم» و درباره حضرت موسی(علیه‌السلام) فرمود: «بَلَغَ أَرْبَعینَ َ سَنَهً [احقاف/۱۵] و به چهل سالگی بالغ گردد» بنابر این همان‌گونه که ممکن است خداوند علم و حکمت را در سن چهل سالگی به شخصی عنایت کند، ممکن است همان حکمت را در دوران کودکی نیز به شخص دیگری عطا کند.( الکافی، شیخ کلینى، ج۱، ص۳۸۴)

 

۲- مدتی پس از آن‌که حضرت امام رضا(علیه‌السلام) به شهادت رسید، شخصی به نام علی بن حسان نزد امام محمدجواد(علیه‌السلام) حضور یافت و خطاب به حضرت گفت: ای فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مردم نسبت به مقام و موقعیت شما که در نوجوانی امام و حجّت خدا بر آن‌ها می‌باشید، مشکوک هستند و ایجاد شبهه می‌کنند؟!    

حضرت جوادالائمه(علیه‌السلام) لب به سخن گشود و اظهار داشت؛ چرا مردم چنین مطالبی را بیان می‌کنند؟ سپس افزود: خداوند متعال بر رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این آیه شریفه قرآن را فرستاد: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلی بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی [یوسف/۱۰۸] بگو: این راه من است من و پیروانم، با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنم»؛ سپس امام جواد(علیه‌السلام) فرمود: به خدا قسم، کسی غیر از علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) از پیغمبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبعیت نکرد و در آن زمان تنها ۹ سال داشت و من نیز اکنون ۹ ساله هستم. (همان)

 

۳- علی بن سیف از یکی از اصحاب مورد اعتماد امامیه، نقل می کند که خدمت حضرت ابوجعفر ثانی - امام جواد - علیه الصلوه و السلام عرض کردم: مردم درباره ی جوانی سن شما سخن می گویند، فرمودند: «ان الله تعالی اوحی الی داود علیه السلام ان یستخلف سلیمان و هو صبی یرعی الغنم فانکر ذلک عباد بنی اسرائیل و علماؤهم فاوحی الله الی داود ان یأخذ عصا المتکلمین و عصا سلیمان و یجعلها فی بیت و یختم علی بخواتیم القوم فاذا کان من الغد فمن اورقت عصاه واثمرث فهو الخلیفه فاخپرهم بذلک داود و قبل القوم فلم تورق الا عصا سلیمان» خداوند به داوود علیه السلام وحی فرمود که سلیمان را - که کودکی بود و گوسفند می چرانید - جانشین خود قرار دهد. بزرگان قوم بنی اسرائیل این را نپذیرفتند. خدای تعالی به داوود وحی فرمود تا چوبدست اینان و چوبدست سلیمان را گرفته، در اطاقی قرار دهد و با مهر مردم آنها را مهر نماید؛ صبح روز بعد، چوبدست هر کس به برگ و بار نشست، او خلیفه و جانشین باشد. داوود قوم را خبردار کرد و آنان پذیرفتند که چنین کنند. اما هیچ یک از چوبدست ها برگ و بار نگرفت، مگر چوبدست سلیمان. (مدینه المعاجز، سیدهاشم بحرانی، ص۵۱۸، باب ۵)

 

 

دسته بندی: