اندوه هجرت نوشته شده توسط dabir در ۱۸. ژوئیهٔ ۲۰۲۶ - ۱۶:۱۰ طایر وحی ام و در کنج قفس ریخت پر من/ شسته شد دامن ویرانه ز اشک بصر من/ کس ندانست و نداند که چه آمد به سر من ...
اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً نوشته شده توسط dabir در ۲. ژوئن ۲۰۲۶ - ۱۲:۰۰ تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش/ شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند- تكميل شد شريعت پاك محمدي/ چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
ندای عرشیان نوشته شده توسط dabir در ۱۸. فوریهٔ ۲۰۲۶ - ۹:۴۰ باز از عرش خداوند ندا آمده است/ بندگان ماه خدا، ماه خدا آمده است
شمس کامل نوشته شده توسط dabir در ۲. فوریهٔ ۲۰۲۶ - ۸:۲۷ صف بیارایید رندان! رهبر دل آمده/ جان برای دیدنش، منزل به منزل آمده- بلبل از شوق لقایش، پَرزنان بر شاخ گُل/ گل ز هجر روی ماهش، پای در گِل آمده
خورشید افق نوشته شده توسط dabir در ۳۰. ژانویهٔ ۲۰۲۶ - ۸:۰۰ فجر است و سپیده حلقه بر در زده است/ روز آمده، تاج لاله بر سر زده است- با آمدن امام در کشور ما/ خورشید حقیقت زافق سر زده است
بوی محمُد آمد ... نوشته شده توسط dabir در ۲۸. ژانویهٔ ۲۰۲۶ - ۱۲:۲۵ آئینۀ غرق نور ایزد آمد؟/ یاجلوه ای از بهشت سرمد آمد- با دیدن اکبرش چنین گفت حسین/ یکبار دگر بوی محمّد آمد