حقیقت و منشأ عزّت

عزت، حالتی است که مانع مغلوب شدن انسان می شود وعزیز کسی است که قاهر است، و مغلوب و مقهور نمی شود.

خداوند باری تعالی، در آیه ۱۰ سوره مبارکه فاطر با فرمایش" فلله العزة جمیعا" به زیبایی حقیقت و منشأ عزت را بیان داشته اند؛ لذا در این بخش به تبیین معنای صحیح" عزت" در قالب تفسیر این آیه مبارکه با مراجعه به منابع تفسیری معتبر شیعی و سنی پرداخته شده است:

" مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا ۚ إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ۚ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۖ وَمَكْرُ أُولَٰئِكَ هُوَ يَبُورُ"

" کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد)!"

سبب نزول آیه

مشتركان، عزت خويش را از بتها مى‏خواستند، و ايمان آوردن به پيامبر ص را مايه پراكندگى مردم از دور خود مى‏ديدند و مى‏گفتند:" إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى‏ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا": اگر هدايت را با تو پذيرا شويم دشمنان نيرومند ما را از اين سرزمين مى‏ربايند" (قصص- ۵۷) لذا خداوند به منشأ و حقیقت عزت، اشاره کرده، می فرماید :" مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً: كسانى كه عزت مى‏خواهند از خدا بطلبند چرا كه تمام عزت از آن خداست."

معنای عزت

" عزت" در اصل، آن حالتى است كه انسان را مقاوم و شكست ناپذير مى‏سازد، و به زمين هاى محكم نيز به همين جهت عزاز (بر وزن اساس) مى‏گويند.

با توجه به معنای لغوی عزت، که چيزى قاهر باشد و نه مقهور، يا غالب باشد و شكست ناپذير، مختص به خداى عز و جل است و از آنجا كه تنها ذات پاك اوست كه شكست ناپذير است- و گر نه همه مخلوقات به حكم محدوديتشان قابل شكستند- لذا تمام عزت از آن اوست، و هر كس عزتى كسب مى‏كند از بركت درياى بى‏انتهاى اوست.

هم چنان كه خداوند به مؤمنين خود عزت عطا کرده است، و فرموده:" وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏- عزت خاص خدا و رسول خدا و مؤمنين است"

با اين بيان روشن شد كه: جمله‏" مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً" نمی خواهد بفرماید که هر كس در طلب عزت برآيد، چيزى را طلب كرده كه وجود ندارد، و ناشدنى است، بلكه معنايش اين است كه هر كس عزت مى‏خواهد بايد از خداى تعالى بخواهد، زيرا عزت همه‏اش ملك خدا است، و هيچ موجودى نيست كه خودش بالذات عزت داشته باشد.

بلکه انسان به وسيله عبوديت( داشتن ايمان و عمل صالح) می تواند عزت را از خدا بگيرد.

در حديثى از انس نقل شده كه پيامبر ص فرمود:

ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز، فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز!:

" پروردگار شما همه روز مى‏گويد: منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند"!.

حقیقت عزت

حقيقت عزت چيست؟ آيا چيزى جز رسيدن به مرحله شكست‏ناپذيرى مى‏باشد،؟ اگر چنين است عزت را در كجا بايد جستجو كرد و چه چيز مى‏تواند به انسان عزت دهد؟

در يك تحليل روشن به اينجا مى‏رسيم كه حقيقت عزت در درجه نخست قدرتى است كه در دل و جان انسان ظاهر مى‏شود، و او را از خضوع و تسليم و سازش در برابر طاغيان و ياغيان باز مى‏دارد.

قدرتى كه با داشتن آن هرگز اسير شهوات نمى‏شود، و در برابر هوا و هوس سر فرود نمى‏آورد.

قدرتى كه او را به مرحله نفوذناپذيرى در برابر" زر" و" زور" ارتقا مى‏دهد.

به واسطه ی همین حقیقت استقرار یافته در قلب انسان است که انسان عزتمند، سر تعظیم فقط نزد خداوند فرود می آورد و هیچگاه سرتعظیم و ذلت در برابر سایر انسانها، حکام جور، متجاوزان و زورگویان و قدرتمندان دنیایی فرود نمی آورد، بزرگ و عزیز گشته و از تمامی اسباب ذلت، علو و برتری می یابد.

حال، آيا اين قدرت جز از ايمان به خدا، يعنى ارتباط با منبع اصلى قدرت و عزت سرچشمه مى‏گيرد؟

اين در مرحله فكر و عقيده و روح و جان،.

و اما در مرحله عمل، عزت از اعمالى سرچشمه مى‏گيرد كه داراى ريشه صحيح و برنامه و روش حساب شده باشد و به تعبير ديگر آن را در عمل صالح مى‏توان خلاصه كرد،

 اين دو است كه به انسان سر بلندى و عظمت مى‏دهد و به او عزت و شكست‏ناپذيرى مى‏بخشد.

" ساحران دنياپرست" معاصر فرعون، نيرنگهاى خود را به نام و به عزت او آغاز كردند وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ‏:" گفتند به عزت فرعون سوگند كه ما پيروز خواهيم شد" (شعراء- ۴۴).

اما به زودى از عصاى چوپانى موسى ع شكست خوردند، ولى همانها هنگامى كه از زير پرچم مذلت بار فرعون بيرون آمدند، و در سايه توحيد قرار گرفتند و ايمان آوردند، چنان نيرومند و شكست ناپذير شدند كه سخت‏ترين تهديدهاى فرعون در آنها مؤثر نيفتاد، دست و پا و حتى جان خويش را عاشقانه در راه خدا دادند و شربت شهادت نوشيدند، و با اين عمل نشان دادند كه در برابر زر و زور تسليم نمى‏شوند و شكست‏ناپذيرند و تاريخ پر افتخار آنها امروز براى ما يك دنيا درس آموزنده است.

پيام‏ های آیه:

۱- عزّت واقعى، نزد خداست، نه پيش مردم. «فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً»

۲- عزّت واقعى، در سايه‏ى ايمان و عمل صالح است. فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً ... الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ‏

۴- راه مؤمنان كه عزّت را از طريق ايمان و عمل صالح مى‏جويند، راه رشد و تكامل است. «يَصْعَدُ- يرفع» و راه ديگران كه عزّت را از طريق فريب و نيرنگ مى‏خواهند محو و هلاكت است. «يَبُورُ»

۵- هيچ كس با نيرنگ و گناه به عزّت نمى‏رسد. «يَبُورُ»

۶- كفّار، يا عزّت را در دلبستگى به اشياى مادّى مى‏جويند، «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةًلِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا»( مريم، ۸۱) و يا آن را از وابستگى به اين و آن طلب مى‏كنند. «أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ»( نساء، ۱۳۹) و حال آنكه عزّت تنها نزد خداوند است. «فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً»

لذا با این نگاه است که انسان سر تعظیم فقط نزد خداوند فرود می آورد و هیچگاه سرتعظیم و ذلت در برابر سایر انسانها، هوای نفس، حکام جور، متجاوزان، زورگویان و قدرتمندان دنیایی فرود نمی آورد.

و به واسطه ی همین حقیقت استقرار یافته در قلب انسان است که انسان عزتمند، بزرگ و عزیز گشته و از تمامی اسباب ذلت، علو و برتری می یابد.

و هنگامی که به چنین عزتی دست یافت، نه تنها ذلیل و مملوک زورگویان نمی شود بلکه بر آنها برتری و استعلا می یابد.


منابع: تفسير نور، محسن‏، قرائتى- تفسير ابن عربى (تأويلات عبد الرزاق)، ابن‏عربى، محمد بن على- الدر المنثور فى التفسير بالماثور، سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر- تفسير الصافي، فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى- التبيان في تفسير القرآن، طوسى، محمد بن حسن- مجمع البيان في تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن- كشف الاسرار و عدة الابرار، ميبدى، احمد بن محمد- تفسير نمونه، ناصرمكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان- الميزان في تفسير القرآن، طباطبايى، محمدحسين- فى ظلال القرآن، قطب، سيد- التفسير الكاشف، مغنيه، محمدجواد، ذیل آیه ۱۰/ فاطر- مفردات راغب، حسین بن محمد راغب اصفهانی، ذیل ریشه" ع زز".